|
Nima : Maryame Paeezi |
|
02 - Maryame Paeezi
|
به وبلاگ خودتان خوش امدید
|
Nima : Maryame Paeezi |
|
02 - Maryame Paeezi
|
آلبوم " يه دنيا "

با صدای سروش

Track 01 http://www.alireza-h.blogfa.com/
http://www.alireza-h.blogfa.com/ Track 02
http://www.alireza-h.blogfa.com/ Track 03
Track 04 http://www.alireza-h.blogfa.com/
Track 05 http://www.alireza-h.blogfa.com/
http://www.alireza-h.blogfa.com/ Track 06
آهوی وحشیhttp://alireza-h.blogfa.com/
در این دنیاhttp://alireza-h.blogfa.com/
ای عشقhttp://alireza-h.blogfa.com/

لب خاموشhttp://alireza-h.blogfa.com/
صبوریhttp://alireza-h.blogfa.com/
سفرhttp://alireza-h.blogfa.com/
صورتگر نقاشhttp://alireza-h.blogfa.com/
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم!
جدید ترین آلبوم Djaligator با نام yalla yalla با همکاری اندی و هنگامه ، برای دانلود به ادامه متن مراجعه کنید.

Dj aligator new album(2006).this album is yalla yalla.powerd by dj aligator, andy, hengameh
" مهسا - به تو می رسم "
" شکینظر یادتون نره !لا - لب خاموش "
| Har kaso bishtar doost dary.mp3 | 1.1M | ||
| Kaiser - Entegham.mp3 | 1.0M | ||
| Mano Bebar.mp3 | 1.2M | ||
| NafaseAkhar.mp3 | 1.1M | ||
| To Ro Tanha Nemizaram.mp3 | 1.3M |
هدیه ما به شما :: حتما آهنگ زیبای "امون بده" از مسعود اسلامی رو به یاد دارید ::.
البته باید بهتون بگم که این خواننده اسمش "مسعود امامی هست که زبون به زبون چرخیده تا شده اسلامی !!
آلبوم کامل مسعود رو برای اولین بار از این وبلاگ برای شما عزیزان آماده کردیم ::
" مسعود امامی - آلبوم کامل = امون بده "
track 1www.alireza-h.blogfa.com
track 2www.alireza-h.blogfa.com
track 3www.alireza-h.blogfa.com
track 4www.alireza-h.blogfa.com
track 5www.alireza-h.blogfa.com
track 6www.alireza-h.blogfa.com
عسلی ( )www.alireza-h.blogfa.com

اشکامو پاک کن ( )www.alireza-h.blogfa.com
ازاینجا برو ( www.alireza-h.blogfa.com
بدجوری عاشقت شدم ( www.alireza-h.blogfa.com
بیخیال ( www.alireza-h.blogfa.com
دیگه ازت بدم میاد ()www.alireza-h.blogfa.com
فکرشو کن ( )www.alireza-h.blogfa.com
ماچ ( )www.alireza-h.blogfa.com
شیطونک )www.alireza-h.blogfa.com
تو دانلود این آهنگ شک نکنید.مطمئن باشید که پشیمون نمیشید.

این آهنگ رو کمتر جایی شنیدم.پس میشه گفت که کار نوعیه
for see you-Dj aligator feat hengameh دانلود
(فکر میکنم لازم باشه این رو بگم که به علت اینکه خودم این آهنگ و آهنگ حمود ناصر رو آپلود کردم باید بعد از باز شدن صفحه لینک به مدت ۱۵ ثانیه صبر کنید تا گزینه اهنگ بالا بیاد.موفق باشید)

سلام دوستان 
اومدم این مطلب «چی شد من عاشق شدم»

امیدوارم دو دوست خوبم (ندا و فهیمه) از این فرصت
به نحو احسن استفاده کنن چون فکر نکنم دیگه به این زودی ها از این فرصت ها نصیبشون بشه!
شما هم یه مدتی که من نیستم یه نفس راحتی بکشید(یادتون نره! فقط یک نفس نه بیشتر)
در ضمن اگه میشه تو این مدتی که من نیستم این فهیمه رو نصیحت کنید! گیر داده (از نوع سه پیچ) ، میگه : چرا تو عکسات نمی خندی و گیر داده باید یه عکس بذاری در حالی که نیشت تا بناگوش باز باشه! 
ببخشید که خودمونی حرف زدم
توی این پست! آخه آدم بعضی حرفها رو نمی تونه توی دنیای واقعی بزنه (مثل مطلب قبلی) و این وبلاگ خوب جاییه خدایش! دلم براتون تنگ میشه... 
به امید سلامی دوباره 
علی یارتان 
خدا نگهدارتان 
|
تفاوت دانشکده با دانشگاه | ||
|
اسامی دیگر دانشگاه : گاوداری دکتر جاسبی، دانشگاه حتما الان از خودت می پرسی چرا سه حرف آخر کلمه دانشگاه را اینگونه نوشته است؟ ترکیب دختر و پسر در یک مکان منجر می شود به اضافه شدن این سه حرف به آخر آن مکان. اسامی دیگر دانشکده : CNN ، نَرکده دانشکده را می توان به یک دهکده ای تشبیه کرد که بچه های پاکی در آن مشغول به تحصیل هستند و به دور از هر گونه پلیدی و پلشتی! تغییرات ظاهری دانشگاه بر روی دانشجو : خودتان ببینید تغییرات باطنی دانشگاه بر روی دانشجو : بگذریم . . . ! تغییرات ظاهری و باطنی دانشکده بر روی دانشجو : هر چی بشه بدتر نمیشه! دو سوال از خودم دو جواب از شما : اگر در دانشگاه دختر و پسر جدا از هم بودن باز هم این همه شور و شوق رسیدن به دانشگاه در میان جوانان وجود داشت؟ کسی را سراغ دارید که جو دانشگاه روی او تاثیر نداشته است؟ نتیجه ای که محققان گرفته اند : هر جا که دختر باشد آن طرف تر پسری در حال شماره نوشتن است. پاورقی : CNN = سازمان نرهای ناکام دانشجو باشید نه بر هر قیمتی! |
|
دوست داری چه جوری بمیری؟ | ||
|
همیشه دوست داشتم در این مورد بنویسم... راستش من مثه خیلی ها نیستم... من همیشه به فکر مرگ هستم و از مرگ نمی ترسم و دوست دارم هر چه زودتر این لحظه فرا برسه... آقا/خانم یه دفعه فکر نکنید من افسرده یا از این جور چیزا هستم! نه اصلا ابدا... من خیلی هم الکی خوشم... تازه یه امید پیدا کردم که نگو و نپرس... ولی من فکر می کنم هر چی تو این دنیا بمونم بیشتر گناه می کنم واسه همین دوست دارم مرگ زودتر بیاد سراغ من... تا بار گناهم کمتر بشه. اما من دوست ندارم به این سه روش بمیرم : 1- سوختگی : یادم میاد یه شب انگشت اشاره ی من سوخت. فقط سر انگشتم بود ولی خداییش خیلی سوختم. تو آب می ذاشتم می سوخت. پماد می زدم می سوخت. حالا تصور کنید آدم به این روش بمیره. 2- تصادف : تصادف خودش بد چیزیه. بدتر از اون زمانی هست که بعد از تصادف سوار ماشین بشی. حتی یه مورچه هم که از کنار ماشین رد میشه می ترسی. یادم میاد یه بار داشتیم از خونه داداشم با آژانس بر می گشتیم خونه. من بودم مادرم بود و خواهرم. راننده ی ناشی آژانس می خواست از یک بریدگی خیابون بره اونطرفه خیابون. بدون اینکه نگاه کنه (ببخشیدا، مثه گاو). گاز داد رفت وسط خیابون یه ماشین هم به سرعت اومد کوبید به بغل ماشین (در عقب). بنده که سرم محکم خورد به جایی که خودمم نفهمیدم کجا که بعدا فهمیدم اون ناحیه لطف کرده اند و باد فرموده اند. و خلاصه به خیر گذشت. در ضمن من الان موتور دارم... لذا یه زمانی اگر دیدید غیبت من طولانی شد و خبری از من نشد بفهمید مُردم یا در حال مُردنم. 3- زلزله : این آخریش که فکر کنم من به همین روش خواهم مُرد. هم چنین ما کرمانی ها باید 60 درصد احتمالِ مردنمان را به این حساب واریز کنیم. شک نکنید زلزله ای بزرگ در کرمان در پیش است امروز نه، 10 سال دیگه... به قول جوونای قدیمی که میگن : دیر و زود داره سوخت و سوز نداره. باور نمی کنید چقد وحشتناکه این زلزله. بی مروت به هیشکی رحم نمی کنه. همه رو می لرزونه. خب! من از خدا می خواهم اگر قرار بر این است که صد سال دیگه به یکی از این روش ها یا هر سه روش با هم بمیرم جونمو همین الان تقدیمش کنم. بهترین نوع مردن هم که دیگه من نگم... خودتون بهتر از من می دونید... اینکه گفتم دوست دارم بمیرم، هم شوخی بود و هم جدی... آدم می تونه زنده باشه و برای بهتر و راحت زندگی کردن تو اون دنیا تلاش کنه... که هدف خدا از خلقت ما نیز همین بوده... (جای استاد معارف ما خالی!!!) مطلب را خواندید؟ یک نگاه به موضوع بنداز... زنده باشید... |
|
حراج زيبايي | ||
|
ترسیدی؟
نه بابا عین خیالمون هم نیست. سگ كی باشه بخواد حرفی بزنه!
مگه خودش همش چشمش دنبال اینو اون نیست منم چشمشو كور میكنم. وقتی از تاكسی پیاده شدم مدام این حرفها در گوشم می پیچید و از یاد آوری دو خانمی كه در تاكسی نشسته بودند و با كمال وقاحت مشغول تجدید آرایش و بد گویی از كسی كه انگار شوهرشان بود و نگاه وقیحانه راننده كه در آینه به آنها زل زده بود متاسف بودم.
همیشه از دیرباز شنیده بودیم دختران در مرحله انتخاب همسر سعی میكنند با نمایش زیباییهایشان نظر مردان را جلب كنند تا برای انتخاب همسر گزینه های بیشتر داشته باشند.
همیشه گفته بودند كه جلوه گری زنان خصوصا زنان شوهر دار در همه فرهنگها ناپسند بوده.
اما این عمل ناشایست امروزه در جامعه ما شیوع پیدا كرده و جلوه گری زنان به صورت یك ارزش در آمده است.
در نظامهای سرمایه داری معتقدند تمام سرمایه هایی كه در یك جامعه وجود دارد باید در اختیار همگان قرار گیرد كه البته زیبایی چون یك سرمایه است از این امر مستثنی نیست.
در یك تقلید آگاهانه گروهی از زنان كشورمان به صورت یك ویترین متحرك و یك مانكن سیار در آمده اند. و با پوشیدن لباس های كوتاه و تنگ و با آرایشهای آنچنانی مدام در فكر جلب توجه و شكار نگاههای شیطانی بعضی از مردان می باشند. جالبتر اینجاست كه وقتی به رفتارشان اعتراض میشود دم از آزادی و پیشرفت دنیا میزنند!!! حالا كجا این سبكسری ها آزادی معنا شده ما نمی دانیم؟
اما اگر بخواهیم آزادی را اینگونه تعریف كنیم چقدر میتوانیم دوام بیاوریم؟ و نگذاریم این آزادی گسترش یافته و تا ناكجا آباد كشیده نشود؟ همه ما متاسفانه معنی دقیق آزادی را گم كرده ایم.
در میهمانیها,خیابانها,پاركها و... شاهد حضور زنانی هستیم كه سرمایه نجابت و زیبایی خود را به حراج گذاشته اند و واقعا نمی دانند تا كی خریدار دارند. آنان بارها از طرف مردان چشم چرانی كه مورد توجه نمی باشند دچار دردسر میشوند و ناگهان به مرحله سقوط میرسند كه دیگر نه جای اعتراض است نه تاسف.
زیرا خود كرده را تدبیر نیست.
هر چند در جامعه كنونی و با توجه به محدودیتها امكان شناخت مناسب جوانان از یكدیگر نیست اما آنچه در حال حاضر با عنوان آزادی در حال گسترش است نه با هدف شناخت جوانان از هم بلكه به صورت انگیزه خود نمایی زنانه قابل توجیه است.
پوشیدن شلوارهای كوتاه, مانتوهای تنگ, طرز آرایش مو و صورت فقط و فقط برای ارضای نگاه های شیطانی ست.
مطمئن باشید كه هیچ مردی خصوصا مرد ایرانی با این شناخت به دنبال انتخاب همسر نمی باشد زیرا مطمئن است كه این زن بعدها نیز می تواند همین رویه را ادامه داده و به دنبال شكار تازه ای باشد. یك مرد ممكن است در دیدن و لذت بردن خودش را آزاد و راحت حس كند اما در انتخاب یك شریك زندگی مناسب بسیار سخت و حساس می باشد.
خطاب به دختران ایرانی كه همگی از نعمت زیبایی برخوردارند باید گفت كه: سرمایه عفت قابل بازگشت نیست و تمامی آنانی كه این سرمایه را وسیله و هدف سیاستهای تبلیغاتی و یا ارضای غرایز شخصی خور قرار داده اند هیچ گاه زحمت كمك به او را به خود نمی دهند و به راحتی به دنبال سوژه جدید و پر سود تری هستند پس لااقل از آنچه داریم اگر به خوبی استفاده نمی كنیم آنرا در اختیار خود بگیریم و نگذاریم به دست هر سود جویی بیفتد.
|
|
گفت و گو با دو زن مرده شور در بهشت زهراى تهران | ||
|
از ميان كاج هاى بلند و سر به فلك كشيده كه رد مى شوى، جاى پاى هيچ موجودى را نمى شود پيدا كرد. اينجا محبت ها مى آيند و با رفتن آن عزيز در بستر تنهايى، تنها به خاطره اى كوتاه و بلند زنده مى شوند.
چند سال دارى؟ |
|
دفاع از حقانیت قرآن یا توهین به شعور یک ملت | ||
|
تو این یکی دو روز گذشته برگه ای در بعضی مناطق شهر کرمان از جمله دانشگاه توزیع میشه که عکس یک موجود عجیب روش چاپ شده و با عنوان "مسخ به خاطر توهین به قرآن" نوشته شده که یک دختر هلندی به قرآن توهین کرده وبه این شکل در اومده و از اینجور قضایا...
من نمیدونم چه کسی و با چه هدفی اینکارو می کنه ولی حتما خبر نداشته که این موجود عجیب که قراره دختره مسخ شده این قصه باشه یک مجسمه است که در نمایشگاهی در کشور هلند به نمایش در اومده و نه یکی که چند تا از اینجور مجسمه ها اونجا برای نمایش گذاشته شده.
نمی دونم ولی به نظرم این انتشار و توزیع برگه ها خودش می تونه توهین بزرگی به شعور یک ملت مسلمون باشه و فقط اینو بگم که حرمت قرآن شکستنی نیست و اونی که محافظ این کتابه نیاز نداره چنین نمایشی برای اثبات قدرتش برگزار کنه....یا حق
عکس اصلی مجسمه در نمایشگاه:
کودکی در حال تماشای مجسمه:
عکس مجسمه در نمایشگاه از زاویه ای دیگر:
مهرداد : این عکس را چند هفته پیش یکی از دوستان برای من آف گذاشت. حال از همان دوست عزیز که در انتشار این عکس کمک شایانی کرد این مطلب را نیز برای دیگران ارسال کند تا کسانی که به شعورشان توهین شده است.
آگاه باشند...
جا دارد از دوست پُر کارم! آقا وحید به خاطر این مطلب تشکر کنم.
|

سلام به همه ی دوستانم
امیدوارم حالتون خوب باشه و همیشه شاد
و خوشحال باشین ![]()
اینم یه دسته گل برای شما 
اینم یه شاخه گل زیبا ! ایناهاش
1-Gharibeh
2-Gheseyeh Del
3-Sahele Tanhaei
4-Bebar Bar Man
5-Be Man Nakhand
6-Khatereha
7-Cheshaye Ashegh
8-Gole Yakh ( Read Out Mix )
9-Zalem ( remix )
10-Entezar ( Remix )
192 :
1-Gharibeh
2-Gheseyeh Del
3-Sahele Tanhaei
4-Bebar Bar Man
5-Be Man Nakhand
6-Khatereha
7-Cheshaye Ashegh
8-Gole Yakh ( Read Out Mix )
9-Zalem ( remix )
10-Entezar ( Remix
|
سیاوش قمیشی |
|
سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.
سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است. سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران. اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است. موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب |